شنبه 26 آذر 1390
شخصى از حضرت عیسى (ع) تقاضا كرد كه همراه او به سیاحت (سیر در صحرا و بیابان) برود، عیسى (ع) پذیرفت و با هم به راه افتادند تا به كنار رودخانه بزرگى رسیدند، و در آنجا نشستند و سفره را پهن كرده و مشغول خوردن غذا شدند، آنها سه گرده نان داشتند، دو عدد آن را خوردند و یك عدد از آن باقى ماند، عیسى (ع) به سوى نهر رفت و آب آشامید و سپس بازگشت، ولى نان باقى مانده را ندید، از همسفر پرسید: «این نان باقیمانده را چه كسى برداشت؟» او عرض كرد: «نمى دانم».
ادامه مطلب